درباره نویسنده
افسانه
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • افسانه
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • ۱۳٩٠/۱٢/۱
  • بدو بدو حراجش کردیم
  • این متن و ترجمه اهنگ Someone Like You از adele که خیلی دوستش دارم
  • اینم از بد بختی ما
  • نمیدانم چرا رفتی
  • چند نمونه کار زیبا از خانه مد نیما طاهرزاده
  • ۱۳٩٠/٩/۱۳
  • ۱۳٩٠/٩/۱۳
  • ۱۳٩٠/٩/۱۳
  • تو فکر یه سقفم
  • خداوندا
  • به کجا برگردم...
  • دستمال کاغذی
  • ۱۳٩٠/۸/۱۸
  • وجدان
  • ازدواج
  • تلخ
  • لبخند
  • " تو را من چشم در راهم "
  • به گمانم تو سرابی....
  • the vampire diaries
  • ۱۳٩٠/۸/۱٧
  • ۱۳٩٠/۸/۱٧
  • ۱۳٩٠/۸/۱٧
  • ۱۳٩٠/۸/۱٧
  • ۱۳٩٠/۸/۱٧
کلمات کلیدی مطالب
     
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آذر ٩٠
  • آبان ٩٠
دوستان من
  • http://farsidkeyvandaryan.persianblog.ir
  • خط خطی های یه پسر تنها
  • همه جا همین جاست
  • emo boys gripin
  • دختر پروانه ای
  • منو عشقم
  • حس سبز
  • مریم
  • فریوک
  • انیتا
  • سعید
  • الهام
  • boys-18
  • emo0261
  • شروع زندگی
  • کلبه ای رو اب
  • شروع زندگی(ارمین)
  • زنده باد عشق(محسن)
  • طرفداران فارسی 1(داریوش)
  • mohsen lovely
  • سهیل
  • یاسمین
  • محمد حسین
  • فانی میل
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



setup failed:

The Vampire Diaries Love Song Requiem


Powered by mp3ye.eu
...افسون...
A Day Without You Is Like A Year Without Rain
 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۱٢/۱

نظرات ()



بدو بدو حراجش کردیم
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۱۱/٢۸

سلام دوست جونیای خودم این

 شماره که میبینید اون پایین مال یه

 ادم ببو هستشیول فقط شارژ میخرهبه من زنگ بزن

09367470134به من زنگ بزن

نظرات ()



این متن و ترجمه اهنگ Someone Like You از adele که خیلی دوستش دارم
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۱٠/۱٥

I heard that your settled down

شنیدم که یه جایی رو واسه موندن پیدا کردی

That you found a girl and your married now

اینکه با دختری آشنا شدی و حالا دیگه با هم ازدواج کردین

I heard that your dreams came true

شنیدم رویاهات به حقیقت پیوستن

Guess she gave you things I didn’t give to you

حدس میزنم چیزایی رو بهت داده که من هیچوقت بهت ندادم

 Old friend, why are you so shy

دوست قدیمی، چرا انقدر خجالت میکشی؟

It ain’t like you to hold back or hide from the lie

اصلا بهت نمیاد بخوای عقب بکشی یا از دروع مخفی شدی

I hate to turn up out of the blue uninvited

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، از غم و اندوهم دست بکشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it

اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیرکنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…

That for me, it isn’t over

این پایان کاره من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah.

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

You’d know how the time flies.

باید میدونستی زمان چطور میگذره

Only yesterday was the time of our lives.

همین دیروز بود که شروع به زندگی کردیم

We were born and raised in a summery haze.

پا به این دنیا گذاشتیم و در یک غبار تابستانی رشد کردیم

Bound by the surprise of our glory days.

که با شکوه و حیرت روزهای زندگیمونه آمیخته شده

I hate to turn up out of the blue uninvited,

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، از غم و اندوهم دست بکشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it.

اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیر هم کنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded,

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…

That for me, it isn’t over yet.

این پایان کاره من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nothing compares, no worries or cares.

هیچ چیز قابل قیاسی،.نگران کننده ای یا چیزی که بخوای مراقبش باشی دیگه نیست

Regret’s and mistakes they’re memories made.

اشتباهات و پشیمونی ها، اینا ساخته های ذهنن

؟Who would have known how bittersweet this would taste

کی میتونست بفهمه که چطور میتونه انقدر تلخ و شیرین(ترکیبی از شادی و غم) باشه

Nevermind, I’ll find someone like you

دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nevermind, I’ll find someone like you

دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

نظرات ()



اینم از بد بختی ما
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۱٠/۱۱

سلام دوستان واااااااااااااااااااااااااااااای میدونین چی شششششششششششده؟

گوشیمو تو مدرسه گرفتن وااااااااااااااااااااااااااااااااای من بدون گوشیم میمیرمگریه

امروز کلی التماس مدیرو کردم اوه یکمی هم بهش دروغ گفتمدروغگوتازه راضی شده تا یک ماه دیگه گوشیمو  بدهسبزمتفکر

الان که تازه 3روز گذشته دارم دق عصبانیمیکنم تصور کنین تایک ماه دیگه چیییییییییییییییی میشهخیال باطلسوال  

نظرات ()



نمیدانم چرا رفتی
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۱٠/۸

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی  تورا با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای باطراوت ماندن باغ فشنگ ارزوهایت دعا کردم

پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های ابی احساس   تورا از بین گلهایی که در تنهاییم رویید  با حسرت  جدا کردم 

 و تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم   گفتی دلم حیران وسرگردان چشمانیست رویایی   ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم , تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود اخرین حرفت

ومن بعد از عبور تلخ و غمگینت   حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت ونارنجی خورشید واکردم 

نمیدانم چرا رفتی نمیدانم چرا رفتی    شاید خطا کردم

وتو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی   نمیدانم کجا تاکی  برای چه   ولی رفتی

رفتی و بعد از رفتنت   باران چه معصومانه میبارید   نمیدانم چرا  شاید به رسم عادت پروانگیمان باز برای شادی و خوشبختیت صدبار دعا کردم 

نظرات ()



چند نمونه کار زیبا از خانه مد نیما طاهرزاده
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۱٠/۸

 

NIMANY_july_2011.jpg

نظرات ()



 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/٩/۱۳

نظرات ()



 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/٩/۱۳

نظرات ()



 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/٩/۱۳

نظرات ()



تو فکر یه سقفم
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/٢٦

تو فکر یه سقفم

یه سقف بی روزن

یه سقف پا بر جا

محکم تر از اهن

سقفی که تن پوش حراس ما باشه

تو سردی شبها لباس ما باشه

سقفی اندازه ی قلب من و تو

واسه لمس تپش دلواپسی

برای شرم لطیف اینه ها

واسه پیچیدن بوی اطلسی

تو فکر یه سقفم

یه سقف رویایی

سقفی برای ما

حتی , مقوایی

تو فکر یه سقفم

یه سقف بی روزن

سقفی برای عشق

برای تو با من

زیر این سقف

خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم

اخر قصه بخوابیم

اول ترانه پاشیم

زندگیمو زیر این سقف

با تو اندازه میگیرم

گم میشم تو معنای تو معنای تازه میگیرم

سقفمون افسوس و افسوس

تن ابر اسمونه

یه افق یه بی نهایت

کمترین فاصلمونه...

برای نمایش بزرگترین اندازه کلیک کنید

 
نظرات ()



خداوندا
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/٢٦

خداوندا اگر روزی بشر گردی        ز حال ما با خبر گردی

پشیمان میشوی از خلقت         از این بودن از این بدعت

خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن         در این دنیا چه دشوار است

چه زجری میکشد ان کس          که انسان است و از احساس سرشار است

خداوندا اگر روزی بشر گردی        ز حال ما با خبر گردی

پشیمان میشوی از خلقت

نظرات ()



به کجا برگردم...
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/٢٥

من به این مهر سکوت...

من به این تاریکی...

من به ما...

من به فرسودگی ذهن خودم معترظم...

که چرا شوق اغاز مرا...

و منی چون من را ز خودم دزدیدم...

به کجا برگردم...

حق برگشتن را ز تنم دزدیدند...

من به این تاریکی...

به فرسودگی ذهن خودم معترظم...

نظرات ()



دستمال کاغذی
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱۸

دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟
عاشقم
با من ازدواج می‌کنی؟
اشک گفت:
ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!
تو چقدر ساده‌ای
خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله می‌شوی
چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی کجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمال‌های کاغذی
فرق داشت
چون که در میان قلب خود
دانه‌های اشک کاشت

نظرات ()



 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱۸

         

 

 

                                            

نظرات ()



وجدان
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱۸

آیا میدانید بعضی وقتها وجدان مانع ارتکاب گناه نمیشه، و فقط گناهو کوفت آدم میکنه؟!نیشخند

نظرات ()



ازدواج
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱۸

ازدواج یعنی از دست دادن توجه تعداد کثیری از افراد و به دست آوردن بی توجهی یک فرد!ابرو

نظرات ()



تلخ
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱۸

وقتی همه چیز تلخ میشه، شاعرای تلخ نویس هم دوستداشتنی تر میشن

مرحوم نصرت رحمانی

تلخ

تلخم مپیچ، ای دوست تلخم،

آری رهایم کن در این مرداب جانکاه

بگذار در این واپسین دم

با درد خود دلگرم باشم

ناگاه تیری از کمین برخاست، بنشست

تا پرمیان سینه ی من؟

دیدم که جنگل سنگ شد در دیدگانم

شب نرم، نرمک، ریخت در رود روانم

صیاد من کیست؟

جز شاخهای سرکش پر شکوت دیرینه ی من

بگذار و بگذر

بگذار در این واپسین دم

گه گاه با لیسیدن خوناب زخمم

سر گرم باشم!

  

 

نظرات ()



لبخند
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱۸

ای کسانی که ایمان آورده اید

اگر به جای ایمان سیمان آورده بودید

الان کشور آباد شده بود

(سوره اختلاس_آیه 3هزار میلیار)نیشخند

نظرات ()



" تو را من چشم در راهم "
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱۸


من آن اندوه سرشارم که روزی شعله زد آهم

و لرزید آسمان از ناله های گاه و بیگاهم


مرا در آتش عشقت چنان پروانه سوزاندی

ولی صد سال دیگر هم " من از یادت نمی کاهم "


اگر قصد سفر داری نمی گویم نرو اما ...

جهان را بی نگاه تو نمی خواهم نمی خواهم


تو می دانی که چشمانت تمام هستی من بود

گرفتی هستیم را پس نگو از رنجت آگاهم


تویی آماده رفتن و من تنهاتر از هر شب

برو ای مهربان اما ... " تو را من چشم در راهم "

 

نظرات ()



به گمانم تو سرابی....
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱۸

 


من به رفتنت دچار شدم
تو به حسرت

من به شکستن رویا ایمان آوردم
تو گمان به رفتن و شادی بردی
...
من عاشقانه سروده ام تمامی تورا
تو پی واژه های من در کسی دیگر میگردی

من عشق به تو می بازم
تو آرزوهایت را به هوسرانان

تو تفسیر اشتباه منی از عشق
من داغدار تصور خویشم از تو

تو بی من همانی که نباید
من بی تو انتظاری که نشاید

تو مجرمی من محکوم
تو بی دلی من بی تو

تو عشق را دیر میفهمی
من درد را خوب میفهمم

تو آغاز تباه خودت شدی که رفتی
من پایان تمام خودم شدم که ماندم

 


تو یه سایه بودی هم قد خواب نیمروز من
تو یه سایه بودی تو ظهر داغ تن سوز من
تو هرم داغ بی رحم آفتاب
تو سایه بودی یه سایه ی ناب
من مسافر تن تشنه ی خواب
... حریص فتح یه جرعه ی آب
پای پر تاول من تو بهت راه
تن گرما زده مو نمی کشید
بی رمق بودم و گیج و تب زده
جلو پامو دیگه چشمام نمی دید
تا تو جلوه کردی ای سایه ی خوب
مهربون با یه بغل سبزه و آب
باورم نمی شد این معجزه

نظرات ()



the vampire diaries
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱٧

این چندتا عکس هم از سریال مورد علاقه منه(the vampire diaries)The-Vampire-Diaries-2.jpg

the_vampire_diaries_wallpaper_1024x768_2.jpg

Nina-dobrev.jpg

PromocionalVDB.jpg

the-vampire-diaries-poster.jpg

tumblr_la43im5wRk1qb3egro1_500_large.png

the-vampire-diaries001.jpg

tumblr_las0u5A1mb1qagawvo1_400.jpg

tvguide06.jpg

 

مشاهده کد
نظرات ()



 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱٧

نظرات ()



 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱٧

نظرات ()



 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱٧

 

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

 

نظرات ()



 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱٧

 

وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست

 

وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست

 

ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست

 

صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست

 

کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست

 

گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست . . .

  

نظرات ()



 
نویسنده: افسانه - ۱۳٩٠/۸/۱٧

سکوت

سکوت هیچگاه نشانه رضایت من نبود

من اگر راضی باشم میخندم

هیچگاه سکوت نمیکنم

نظرات ()