
سلام دوست جونیای خودم این
شماره که میبینید اون پایین مال یه
ادم ببو هستش
فقط شارژ میخره
09367470134
I heard that your settled down
شنیدم که یه جایی رو واسه موندن پیدا کردی
That you found a girl and your married now
اینکه با دختری آشنا شدی و حالا دیگه با هم ازدواج کردین
I heard that your dreams came true
شنیدم رویاهات به حقیقت پیوستن
Guess she gave you things I didn’t give to you
حدس میزنم چیزایی رو بهت داده که من هیچوقت بهت ندادم
Old friend, why are you so shy
دوست قدیمی، چرا انقدر خجالت میکشی؟
It ain’t like you to hold back or hide from the lie
اصلا بهت نمیاد بخوای عقب بکشی یا از دروع مخفی شدی
I hate to turn up out of the blue uninvited
متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، از غم و اندوهم دست بکشم
But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it
اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیرکنم
I hoped you’d see my face & that you’d be reminded
امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…
That for me, it isn’t over
این پایان کاره من نیست
Nevermind, I’ll find someone like you
دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم
I wish nothing but the best for you too
من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام
Don’t forget me, I beg, I remember you said
منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”
یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah.
یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره
You’d know how the time flies.
باید میدونستی زمان چطور میگذره
Only yesterday was the time of our lives.
همین دیروز بود که شروع به زندگی کردیم
We were born and raised in a summery haze.
پا به این دنیا گذاشتیم و در یک غبار تابستانی رشد کردیم
Bound by the surprise of our glory days.
که با شکوه و حیرت روزهای زندگیمونه آمیخته شده
I hate to turn up out of the blue uninvited,
متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، از غم و اندوهم دست بکشم
But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it.
اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیر هم کنم
I hoped you’d see my face & that you’d be reminded,
امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…
That for me, it isn’t over yet.
این پایان کاره من نیست
Nevermind, I’ll find someone like you
دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم
I wish nothing but the best for you too
من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام
Don’t forget me, I beg, I remember you said
منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay
یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره
Nothing compares, no worries or cares.
هیچ چیز قابل قیاسی،.نگران کننده ای یا چیزی که بخوای مراقبش باشی دیگه نیست
Regret’s and mistakes they’re memories made.
اشتباهات و پشیمونی ها، اینا ساخته های ذهنن
؟Who would have known how bittersweet this would taste
کی میتونست بفهمه که چطور میتونه انقدر تلخ و شیرین(ترکیبی از شادی و غم) باشه
Nevermind, I’ll find someone like you
دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم
I wish nothing but the best for you too
من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام
Don’t forget me, I beg, I remember you said
منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay
یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره
Nevermind, I’ll find someone like you
دیگه اهمیتی نمیدم ، یکی مثله تورو پیدا میکنم
I wish nothing but the best for you too
من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام
Don’t forget me, I beg, I remember you said
منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”
یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه
Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah
یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

سلام دوستان واااااااااااااااااااااااااااااای میدونین چی شششششششششششده؟
گوشیمو تو مدرسه گرفتن وااااااااااااااااااااااااااااااااای من بدون گوشیم میمیرم
امروز کلی التماس مدیرو کردم
یکمی هم بهش دروغ گفتم
تازه راضی شده تا یک ماه دیگه گوشیمو بده

الان که تازه 3روز گذشته دارم دق
میکنم تصور کنین تایک ماه دیگه چیییییییییییییییی میشه
![]()
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی تورا با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم تمام شب برای باطراوت ماندن باغ فشنگ ارزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های ابی احساس تورا از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ ابی ترین موج تمنای دلم گفتی دلم حیران وسرگردان چشمانیست رویایی ومن تنها برای دیدن زیبایی آن چشم , تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم
همین بود اخرین حرفت
ومن بعد از عبور تلخ و غمگینت حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت ونارنجی خورشید واکردم
نمیدانم چرا رفتی نمیدانم چرا رفتی شاید خطا کردم
وتو بی انکه فکر غربت چشمان من باشی نمیدانم کجا تاکی برای چه ولی رفتی
رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید نمیدانم چرا شاید به رسم عادت پروانگیمان باز برای شادی و خوشبختیت صدبار دعا کردم

تو فکر یه سقفم
یه سقف بی روزن
یه سقف پا بر جا
محکم تر از اهن
سقفی که تن پوش حراس ما باشه
تو سردی شبها لباس ما باشه
سقفی اندازه ی قلب من و تو
واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف اینه ها
واسه پیچیدن بوی اطلسی
تو فکر یه سقفم
یه سقف رویایی
سقفی برای ما
حتی , مقوایی
تو فکر یه سقفم
یه سقف بی روزن
سقفی برای عشق
برای تو با من
زیر این سقف
خوبه عطر خود فراموشی بپاشیم
اخر قصه بخوابیم
اول ترانه پاشیم
زندگیمو زیر این سقف
با تو اندازه میگیرم
گم میشم تو معنای تو معنای تازه میگیرم
سقفمون افسوس و افسوس
تن ابر اسمونه
یه افق یه بی نهایت
کمترین فاصلمونه...
خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال ما با خبر گردی
پشیمان میشوی از خلقت از این بودن از این بدعت
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجری میکشد ان کس که انسان است و از احساس سرشار است
خداوندا اگر روزی بشر گردی ز حال ما با خبر گردی
پشیمان میشوی از خلقت

من به این مهر سکوت...
من به این تاریکی...
من به ما...
من به فرسودگی ذهن خودم معترظم...
که چرا شوق اغاز مرا...
و منی چون من را ز خودم دزدیدم...
به کجا برگردم...
حق برگشتن را ز تنم دزدیدند...
من به این تاریکی...
به فرسودگی ذهن خودم معترظم...

دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطرهات طلاست
یک کم از طلای خود حراج میکنی؟
عاشقم
با من ازدواج میکنی؟
اشک گفت:
ازدواج اشک و دستمالِ کاغذی!
تو چقدر سادهای
خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما
تو مچاله میشوی
چرک میشوی و تکهای زباله میشوی
پس برو و بیخیال باش
عاشقی کجاست!
تو فقط
دستمال باش!
دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشهای کنار جعبهاش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید
خونِ درد
آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکهای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد
رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او
با تمام دستمالهای کاغذی
فرق داشت
چون که در میان قلب خود
دانههای اشک کاشت![]()

آیا میدانید بعضی وقتها وجدان مانع ارتکاب گناه نمیشه، و فقط گناهو کوفت آدم میکنه؟!
ازدواج یعنی از دست دادن توجه تعداد کثیری از افراد و به دست آوردن بی توجهی یک فرد!
![]()
وقتی همه چیز تلخ میشه، شاعرای تلخ نویس هم دوستداشتنی تر میشن
مرحوم نصرت رحمانی
تلخ
تلخم مپیچ، ای دوست تلخم،
آری رهایم کن در این مرداب جانکاه
بگذار در این واپسین دم
با درد خود دلگرم باشم
ناگاه تیری از کمین برخاست، بنشست
تا پرمیان سینه ی من؟
دیدم که جنگل سنگ شد در دیدگانم
شب نرم، نرمک، ریخت در رود روانم
صیاد من کیست؟
جز شاخهای سرکش پر شکوت دیرینه ی من
بگذار و بگذر
بگذار در این واپسین دم
گه گاه با لیسیدن خوناب زخمم
سر گرم باشم!

ای کسانی که ایمان آورده اید
اگر به جای ایمان سیمان آورده بودید
الان کشور آباد شده بود
(سوره اختلاس_آیه 3هزار میلیار)
من آن اندوه سرشارم که روزی شعله زد آهم
و لرزید آسمان از ناله های گاه و بیگاهم
مرا در آتش عشقت چنان پروانه سوزاندی
ولی صد سال دیگر هم " من از یادت نمی کاهم "
اگر قصد سفر داری نمی گویم نرو اما ...
جهان را بی نگاه تو نمی خواهم نمی خواهم
تو می دانی که چشمانت تمام هستی من بود
گرفتی هستیم را پس نگو از رنجت آگاهم
تویی آماده رفتن و من تنهاتر از هر شب
برو ای مهربان اما ... " تو را من چشم در راهم "

من به رفتنت دچار شدم
تو به حسرت
من به شکستن رویا ایمان آوردم
تو گمان به رفتن و شادی بردی
...
من عاشقانه سروده ام تمامی تورا
تو پی واژه های من در کسی دیگر میگردی
من عشق به تو می بازم
تو آرزوهایت را به هوسرانان
تو تفسیر اشتباه منی از عشق
من داغدار تصور خویشم از تو
تو بی من همانی که نباید
من بی تو انتظاری که نشاید
تو مجرمی من محکوم
تو بی دلی من بی تو
تو عشق را دیر میفهمی
من درد را خوب میفهمم
تو آغاز تباه خودت شدی که رفتی
من پایان تمام خودم شدم که ماندم

تو یه سایه بودی هم قد خواب نیمروز من
تو یه سایه بودی تو ظهر داغ تن سوز من
تو هرم داغ بی رحم آفتاب
تو سایه بودی یه سایه ی ناب
من مسافر تن تشنه ی خواب
... حریص فتح یه جرعه ی آب
پای پر تاول من تو بهت راه
تن گرما زده مو نمی کشید
بی رمق بودم و گیج و تب زده
جلو پامو دیگه چشمام نمی دید
تا تو جلوه کردی ای سایه ی خوب
مهربون با یه بغل سبزه و آب
باورم نمی شد این معجزه

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است
وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست . . .

سکوت
سکوت هیچگاه نشانه رضایت من نبود
من اگر راضی باشم میخندم
هیچگاه سکوت نمیکنم


































